غرور چرا ؟؟؟
غرور و راه های جلوگیری از آن
چگونه است که گاهی آدمی را چنان غرور و خودپرستی فرا می گیرد که گویا باید همه عالم در مقابل او سجده کنند و اگر بتواند حاضر است همه دنیا را تسخیر کند . در حالی که چنین فردی با یک سردرد کوچک، همه دنیا رادر مقابل خویش کوچک می بیند و حاضر است همه هستی خویش را برای بهبودی سردرد جزیی خویش بپردازد . به راستی منشا این همه جنگ ها، قتل ها، جسارت ها، گناه در زندگی آدمی، بی حرمتی ها و . . . در زندگی بشر چیست؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: متاسفانه این معضل فراگیر جامعه بشری است و این زمینه برای همه افراد بالقوه وجود دارد . با این تفاوت که برخی افراد در سایه تربیت دینی، این نیروی بالقوه را همچنان به صورت پنهان دارند، ولی در برخی افراد این نیرو به دلیل تربیت نادرست، به فعلیت تبدیل می شود.اساسا شناخت کاستی ها و ضعف های آدمی، عامل مهمی در جلوگیری از غرور، تکبر و خودپرستی اوست . وقتی کسی به این باور برسد که هیچ چیز در این عالم از خود ندارد و همه اعطایی و عاریه ای از سوی دیگری است و همین ها را هم که دارد، موقتی و گذرا و فانی است و موجودی به غایت ضعیف، ناتوان و نیازمند است و اگر او اراده نکند، هر آینه فانی و نابود است و نفس او برای همیشه قطع خواهد شد، دیگر جایی برای خودپرستی، بر خود بالیدن، تکبر، جسارت و خودخواهی او باقی نمی ماند . چرا که چیزی از خود ندارد تا بدان فخر فروشد . حتی خود او نیز عاریه ای است . |
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 0:32 توسط شبنم بیداریان
|
خدایا ، به من توفیق تلاش در شکست،